تبليغاتX
کلبه عشق و دوستی

کلبه عشق و دوستی

دوست دارم....

تولدت مبارک
نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 0:45 توسط Sarina| |

Salam

 

Khoda joon salam

 

Khoda faghat oomadam azat beporsam chera man?!!!!khoda chera mannnnnnnnnnnnn??????????!!!!!!

 

Chera man enghadr badbakhtam?khoda inhame adam!akhe chera man?!!

 

Mahsa mige chon khoda dooset dashte injoori shode.ama hameye in harfa doroghe.khoda to mano

 

doos nadari.khoda to midonesti k age in etefagh pish biad man badbakht mishm.khoda to midonesti pas

 

chera bazam......?

 

Kheili tanham,doro baram shologhe ama hichvaght inghadr ehsase tanhayi nakardam,doro baram pore

az adamaye bad!kheili bad!

 

hichki nemidone cheme ama to midoni.hichki fekresham nemikone poshte in chehreye khandon che

dardayi penhoon shode.

 

Khodaya alan ba cheshmaye khis daram barat minevisam,albate in chan rooze na faghat moghe

 

neveshtan balke hamash hata mogheye  khab ham chesham khise.

 

Khoda man harfamo be ki begam?!onghadr bayad harfamo too delam berizam k akhar beterkam!

 

Nemikham kasi befahme man cheme,yani nemitoonam be kasi begam

 

Eyy vayy!alan maman omad too otagh!did daram gerye mikonam!vay naaaaa!!!!

 

Khoda key mishe k manam mese baghie doostam hich dardi nadashte basham?on rooz key miad?

 

Man be omide oon rooz zendam,

 

Ama khoda joon!ta chan rooz dg hame chi maloom mishe!age on etefagh biofte bayad kheili kheili mano

 

bebakhshi ama man ye balayi sare khodam miaram,zende basham k chi beshe ?k rooz be rooz dardam

 

ziad tar beshe?!!

 

Khoda man hanoozam omid daram,naomidam nakon az zendegi...

 

Komakam kon.......

 

 

 

( agha javad salam.omidvaram in posto nakhonde bashi ama age ye vaght ham oomadi o khondi mikham

behet begam k agaram behet badi kardam mano bebakhsh.halalam kon....)

 

 

نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 22:49 توسط Sarina| |


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:32 توسط Sarina| |

 

کمتر کلمه ای پیدا میشه که ارزشش با سکوت برابری کنه . . .

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:37 توسط Sarina| |

 

چقدر سخته باور كنم سكوت سرد بي تو بودن را .

لمس خاطرات و خانه ي خالي از حضور تو را .

وجودم همچو گلداني ست بدون گل ٬

كه ديگر بهايي ندارد و كسي به آن اعتنايي نمي ورزد .

هيچ كس عطش درونم را حس نمي كند ٬

چون ديگر دليلي نيست تا گلوي گلدان را آبي بخيساند ....

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:35 توسط Sarina| |

love

اگه دستام خالی باشه

من باشم عاشق تو

غیر دل چیزی ندارم

که بدونم لایق تو

هر بلایی سرم امد

همه زجری که کشیدم

همه رو به جون خریدم

ولی از تو نبریدم

هر جا بودم با تو بودم

هرجا رفتم تورو دیدم

تو سبک شدن تو رویا

همه جا به تو رسیدم

اگه احساسم و کشتی

اگه از یاد منو بردی

اگه رفتی بی تفاوت

به غریبه سر سپردی

بدون اینو که دل من

شده جادو به طلسمت

یکی هست اینور دنیا

که تو یادش مونده اسمت

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:12 توسط Sarina| |

Image By Pic.Blogfa.Com

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:11 توسط Sarina| |


یه روزی قدرام رو میدونی که خیلی دیره /////روزی که دیگه کسی سراغت نمیگیره


یه روزی میدونی که من کی و چی بودم //////روزی که از نبودنم غصه ات میگیره


باشه خوبم و ساده از کنارت میرم ///////با وجوده اینکه میدونم میمیرم


به خدا قدرم رو میدونی یه روزی /////روزی که از تو جدا میشه مسیرم


قدرام رو میدونی یه روز یادم می افتی شب و روز
صدام تو گوشت می پیچه مثل یه آه سینه سوز


حسرت یک لحظه نگام دل تنگ میشی بد جور برام
اون روزها دور نیست به خدا حتی به خوابت نمیام


یه روزی قدرام رو میدونی که دیره //////اسم من از تویه لحظه ات نمیره


دیگه نیستم اون شبهای پر ستاره //////////وقتی که دلت بهونم رو داره


اما اون روزها خدا کنه نباشه ////////////نشنوم از رفتنم غصه داری


من میبینم اون شبهای رو که دیگه ////واسه گریه شونه هام رو  کم میاری

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 16:48 توسط Sarina| |

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 2:18 توسط Sarina| |

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 2:13 توسط Sarina| |

بده دستات رو به دستم //////تا با هم کلبه بسازیم


کلبه ای پر از من و تو ////از من و تو ما بسازیم


دور بشیم از همه مردم //////واسه درد هم بمیریم


با ستاره ها بخوابیم ////////با ترانه جون بگیریم


سر تو باشه رو شونم/////// مثل لیلا مثل مجنون


تو بشی مادر گل ها ////////من بشم بابای بارون

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1:26 توسط Sarina| |

گفتم نرو پر پر میشم /////  گفتی می خوام رها باشم

گفتم آخه عاشق شدم //////  گفتی می خوام تنها باشم

گفتم دلم گفتی بسوز //////  گفتم یه عمری باز هنوز

گفتم پس عمرم چی میشه /////  گفتی حدر شد شب و روز

گفتم آخه داغون میشم //////  گفتی به من خوش میگذره

گفتم بیا چشمام به تو //////  گفتی آخه کی میخره

گفتم من رو جنس میدیدی /////  گفتی آره بی ارزشی

گفتم یه روز کسی بودم ////// با من نکن بی حرمتی

گفتم صدام میمیره باز//////گفتی به درد بسوز بساز

گفتم حالا که پیر شدم؟ ////// گفتی که از تو سیر شدم

گفتم تمنا میکنم ////// گفتی میخوام خوردت کنم

گفتم بیا بشکن تن رو ///// گفتی فراموش کن من رو

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 14:1 توسط Sarina| |

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 13:9 توسط Sarina| |

 

بی خداحافظی....

به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم سهم تو شد روز تازه سهم من اشک که بریزم

به همین سادگی کم شد عمره گل بوته تو دستم گله از تو نیست میدنم خودم این رو از تو خواستم

به جونه ستاره هامون تو عزیز تر از چشامی هر جا هستی خوب و خوش باش تا آخر توی صدامی

تو رو جون لحظه هامون نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم این رو به خدا گفتم به سختی

من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم واست این همه ترانه از ته دل نمی خواندم

اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که میدیدم داری آب میشی میمیری این رو از همه شنیدم

دارم از دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی از دلم نمیری عمرم نفسهامی که هنوزی

تو رو جون لحظه هامون که نفس نفس خدا شد از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد

تو که تنها نمیمونی من تنها رو دعا کن خاطراتم رو نگه دار اما دستهام رو رها کن

دست تو اول عشق بسپارش به آخرین مرد مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه میکرد

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 12:57 توسط Sarina| |